۱۴۰۵ مرداد ۲۴, شنبه

وقتی سرکوب سیاسی و خشونت خانگی یکدیگر را تقویت می‌کنند

 

آیا خشونت فقط زمانی که از سوی نهاد سرکوبگر اعمال شود مورد تقبیح و نکوهش است؟

آیا فرد خشونت‌دیده به صرف مشهور بودن و چهره سیاسی بودن باید در برابر خشونت سکوت کند؟ آیا واقعا در جامعه ایران “شخصی سیاسی است”؟نام “ویدا ربانی” تا به امروز بیش از هر چیز با روزنامه‌نگاری و با فعالیت‌های مدنی و سیاسی گرده خورده بود؛ روزنامه‌نگار، زندانی سیاسی، امضاکننده بیانیه موسوم به ۱۷ نفر برای گذار از جمهوری اسلامی، فعال سیاسی جمهوری‌خواه و…. او در جریان جنبش زن، زندگی، آزادی دستگیر و به هفت سال حبس محکوم شد و یک بار دیگر نیز پس از امضای بیانیه معروف به ۱۷ نفر در بهمن ماه سال گذشته بازداشت شد.

ویدا ربانی به نوشته خودش “طی چهار سال چهار بار بازداشت، بارها احضار و تلفنی تهدید شده و در هر بار بازداشت مدت‌های طولانی در انفرادی نگه داشته شده است”.


حالا اما نام ویدا ربانی با “خشونت خانگی” نیز گره خورده است. روز ۲۱ مرداد او پستی را در صفحه اینستاگرامش منتشر کرد که در آن عکس‌هایی از بدن زخمی خود و عکسی از همسرش به همراه یک ویدیو دیده می‌شود که در آن یک مامور نیروی انتظامی در آپارتمانی را قفل می‌کند. ویدا ربانی نوشته این مامور به همسرش کمک کرده تا “در را محکم روی زنش ببندد”.


او همسرش را به ایراد ضرب و شتم و “تاراج اموالش” متهم کرده است.

طبیعتا دویچه‌وله نمی‌تواند صحت و سقم این ادعاها را بررسی کند اما موضوع این گزارش نه ویدا ربانی و نه همسر او، بلکه خشونت خانگی، افشای آن و سوءاستفاده از قوانین زن‌ستیز جمهوری اسلامی برای سرکوب مضاعف زنان از سوی برخی همسران است.


افشاگری خشونت خانگی از سوی چهره‌های شناخته‌شده در ایران چندان رایج نیست، به خصوص وقتی این چهره‌ها فعالان سیاسی باشند و همسرانشان نیز به همین دلیل زیر ذره‌بین حکومت و مردم هردو قرار داشته باشند.


این یکی از معدود مواردی است که یک چهره شناخته‌شده سیاسی در فضای مجازی با انتشار عکس و سند، همسرش را به خشونت متهم کرده است؛ همان همسری که در زندان و اوطریق وکالت با او ازدواج کرده و مانند اکثر زوج‌های جوان و تازه ازدواج‌کرده رابطه عاشقانه‌ای نیز با هم داشته‌اند.


این که چنین زنی که بارها مورد خشونت سیاسی حکومت قرار گرفته و می‌داند زیر ذره‌بین عوامل امنیتی و اطلاعاتی است، اینگونه علیه همسرش افشاگری می‌کند، نشان‌دهنده چیست و چه تاثیری بر روند مبارزه با خشونت علیه زنان می‌گذارد؟


بیشتر بخوانید: زبان به مثابه خشونت: چرا بدن زن، محور اصلی آزارهای کلامی است؟


سمانه سوادی، حقوقدان و کنشگر برابری جنسیتی، نفس صحبت کردن درباره خشونت خانگی را “سدشکنی” دانسته و به دویچه‌وله می‌گوید: «خشونت خانگی سال‌هاست با مفاهیمی مثل “آبرو”، “حرمت خانواده” و “مسئله خصوصی” گره خورده، یعنی از زنی که خشونت دیده انتظار داشتیم سکوت کند تا خانواده، موقعیت اجتماعی یا اعتبار فرد خشونت‌گر حفظ شود. حتی شرم را هم جابه‌جا کردیم؛ به جای اینکه کسی که خشونت کرده شرمنده باشد، زنی که درباره آن حرف می‌زند باید مدام توضیح بدهد که چرا گفته، چرا علنی کرده، چرا سکوت نکرده.»


این بار اما زنی که سکوت نکرده، از یک طبقه خاص است؛ چهره شناخته‌شده و تحصیل‌کرده و فعال سیاسی و مدنی. اینجا به گفته سمانه سوادی یک سد دیگر نیز شکسته شده است و آن اینکه: «خشونت خانگی فقط مسئله زنان “ضعیف”، وابسته یا فاقد قدرت اجتماعی نیست. شما می‌توانید زنی صاحب صدا، موقعیت سیاسی و سرمایه اجتماعی باشید و همچنان در فضای خصوصی در معرض خشونت قرار بگیرید. موقعیت سیاسی و اجتماعی زن لزوما او را در برابر مناسبات قدرت در رابطه خصوصی مصون نمی‌کند.»

اینجا دیگر به گفته سمانه سوادی مسئله تنها یک روایت شخصی نیست بلکه به چالش کشیدن “امر خصوصی” و “امرسیاسی” است؛ همان شعار معروف فمینیسم: “شخصی سیاسی است”.


این کنشگر حوزه زنان با تاکید بر اینکه “شکستن سکوت یکی از پیش‌شرط‌های اجتماعی دیدن و به رسمیت شناختن خشونت است” می‌گوید این افشاگری “به زنان دیگری هم این پیام را می‌دهد که آنچه بر آنها گذشته مسئله‌ای فردی یا مایه شرم نیست و می‌شود درباره‌اش حرف زد”.


مبارزه با استبداد یا خشونت علیه زنان؛ کدام ارجح است؟


یکی از استدلال‌هایی که در مورد افراد شناخته‌شده برای فاش نکردن خشونت خانگی علیه زنان به کار می‌رود این است که افشاگری خشونت به جایگاه این مردان در مبارزات سیاسی لطمه وارد می‌کند و هدف بزرگتر را که مبارزه با استبداد است به محاق می‌برد.


در خیلی از این موارد از زن خشونت‌دیده خواسته می‌شود تا “دندان روی جگر بگذارد” و برای “هدف بزرگتر” این مشکل را بازگو نکند تا مورد سوءاستفاده حکومت و جریان‌های مخالف نیز قرار نگیرد.


سمانه سوادی اما تصریح می‌کتد که اساسا با این “دوگانه‌سازی” که یک سوی آن “مبارزه با استبداد” است و سوی دیگر “مبارزه با خشونت علیه زنان” مخالف است.


بیشتر بخوانید: آمار تکان‌دهنده زن‌کشی در جهان و زن‌ستیزی “ساختاری” در ایران


او می‌گوید: «استبداد مجموعه‌ای از مناسبات قدرت است، این تصور که صاحب قدرت می‌تواند دیگری را تحقیر کند، کنترل کند، از او سلب اختیار کند و بعد هم به خاطر قدرت و موقعیت و اعتبار از پاسخ‌گویی معاف باشد. ما اگر با جمهوری اسلامی مبارزه می‌کنیم، با ارزش‌ها، مناسبات و فرهنگ قدرتی هم مبارزه می‌کنیم که آن نظام بر آنها استوار است

این کنشگر مدنی تاکید می‌کند که خشونت از جانب هرشخص یا نهادی محکوم و مذموم است؛ چه از جانب حکومت و چه از جانب یک چهره سیاسی شناخته‌شده. اینکه در برابر خشونت به دلیل “مصلحت سیاسی” سکوت شود، از دید سمانه سوادی نوعی “مشروعیت بخشی به خشونت” است.


همدستی نانوشته نهاد سرکوبگر و فرد خشونتگر


ویدا ربانی در پست اینستاگرامی خود نوشته زمانی که در زندان بوده، همسرش با سوءاستفاده از غیبت او “دار و ندارش را به تاراج داده” و “طلاها و ماشین او را فروخته و پولش رو بالا کشیده است”.


این اولین بار نیست که شنیده می‌شود هنگامی که زنان به دلیل فعالیت‌های سیاسی و مدنی‌شان در زندان بوده‌اند، همسران آنها از غیبت‌شان سوءاستفاده کرده و مثلا غیابی درخواست طلاق داده‌اند یا خانه و اموال را فروخته‌اند و یا حساب بانکی مشترک را خالی کرده‌اند و امثال این. گویا شاهد یک نوع همدستی نانوشته میان مردان و سیستم پدرسالار هستیم.


قوانین ایران نیز شرایط را برای انجام چنین سوءاستفاده‌هایی مهیا یا لااقل کم‌هزینه می‌کنند. وقتی اختیار اموال و دارایی‌های زندگی مشترک قانونا با مرد است، وقتی حق طلاق و حضانت با مرد است و وقتی مرد می‌تواند به دلیل غیبت زن از خانه او را به راحتی طلاق دهد، اینها همه بستر را برای سوءاستفاده‌های احتمالی مهیا می‌کنند.

سمانه سوادی در این باره می‌گوید: «وقتی یک زن زندانی می‌شود، فقط آزادی فیزیکی‌اش را از دست نمی‌دهد. ممکن است دسترسی‌اش به پول، فرزند، خانه، اسناد، ارتباطات و شبکه حمایتی‌اش هم محدود شود. حالا اگر در همان زمان قوانین خانواده، ساختارهای اقتصادی و مناسبات اجتماعی هم قدرت بیشتری در اختیار مرد قرار داده باشند، سرکوب سیاسی عملا می‌تواند زن را در برابر خشونت در فضای خصوصی نیز آسیب‌پذیرتر کند. اینجاست که اشکال مختلف سلطه یکدیگر را تقویت می‌کنند.»


به عقیده این حقوقدان “زنان فقط با یک منبع قدرت مواجه نیستند. ممکن است همزمان با دولت سرکوبگر، مناسبات نابرابر خانوادگی، وابستگی اقتصادی، انگ اجتماعی و فقدان حمایت حقوقی روبه‌رو باشند و هرکدام از اینها دیگری را تشدید می‌کند”.


به همین دلیل سوادی باور دارد که “مبارزه زنان تک‌جبهه‌ای نیست”. او با برگشت به موضوع “توقف مبارزه با خشونت تا روز آزادی و رهایی از استبداد” می‌گوید: «زنی که در برابر حکومت اقتدارگرا ایستاده، همزمان در برابر سلطه در خانواده، خشونت جنسیتی و نابرابری هم مقاومت می‌کند. نمی‌شود یکی از این جبهه‌ها را “اصلی” دانست و از او خواست بقیه را تا اطلاع ثانوی تحمل کند.»


ویدا ربانی یا هر زن یا مرد دیگری که در چاردیواری خانه‌اش مورد خشونت فیزیکی، روحی، مالی و عاطفی قرار می‌گیرد این حق را دارد که صدایش را بلند کند و کمک بخواهد. این خشونت‌دیده نیست که باید شرم کند، و این خشونت‌دیده نیست که باید توضیح دهد. آنچه که مفاهیم فمینیستی به ما می‌گویند این است که جامعه، عرف و قانون باید خشونتگر را زیر ذره‌بین قرار دهد و نه خشونت‌دیده را، خواه خشونتگر یک نهاد و سیستم حکومتی باشد خواه یک چهره محبوب و شناخته‌شده.




هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

احتمال افزایش بهای بنزین و تغییر سهمیه‌ها در ایران

 احتمال تغییر در سهمیه‌بندی بنزین و ایجاد نرخ بالاتر برای مصرف بیشتر، در شرایط کنونی بیشتر از سناریوی افزایش ناگهانی قیمت عمومی بنزین مصرفی ...