۱۴۰۴ دی ۲۹, دوشنبه

دوازده هزار جان به وسعت یک ورزشگاه

 


دوازده هزار جان؛ عددی به وسعت یک ورزشگاه

وقتی از «کشتار دوازده‌هزار نفره» سخن گفته می‌شود، ذهن به‌سختی می‌تواند این عدد را درک کند. اعداد بزرگ، به‌مرور انتزاعی می‌شوند و حساسیت انسانی خود را از دست می‌دهند. اما اگر همین عدد را به ظرفیت یک مکان آشنا ترجمه کنیم—مثلاً ورزشگاه آزادی—تصویر روشن‌تر و هولناک‌تر می‌شود: سالنی مملو از انسان‌هایی که هرکدام زندگی، خانواده، آرزو و آینده‌ای داشته‌اند، و اکنون همگی حذف شده‌اند.

در روایت منتقدان جمهوری اسلامی، این کشتار نه یک «خطای مقطعی»، بلکه بخشی از یک منطق حکمرانی است؛ منطقی که بقا را بر جان انسان ترجیح می‌دهد. در این چارچوب، خشونت ابزار است، نه استثنا. حذف فیزیکی مخالفان، سرکوب خونین اعتراضات، و استفاده از اعدام و بازداشت‌های گسترده، همگی در خدمت ایجاد ترس پایدار در جامعه قرار می‌گیرند.

هدف از چنین سطحی از خشونت، صرفاً خاموش‌کردن یک اعتراض یا یک نسل خاص نیست؛ بلکه شکل‌دادن به حافظه جمعی است. پیامی که منتقل می‌شود روشن است: هزینه اعتراض، زندگی است. این پیام نه‌فقط به معترضان امروز، بلکه به نسل‌های آینده مخابره می‌شود تا پیشاپیش مرزهای نافرمانی را بشناسند.

از منظر سیاسی، این شیوه نشان‌دهنده بحران مشروعیت است. حکومتی که بر رضایت عمومی تکیه دارد، نیازی به پرکردن ورزشگاه‌ها با جنازه ندارد. هرچه فاصله حاکمیت با جامعه بیشتر می‌شود، اتکای آن به زور نیز عریان‌تر و گسترده‌تر می‌گردد. خشونت، در این معنا، نشانه قدرت نیست؛ نشانه ضعف ساختاری است.

در عین حال، تقلیل این فاجعه به آمار، خود نوعی بی‌عدالتی است. دوازده هزار نفر، دوازده هزار روایت ناتمام‌اند: دانشجو، کارگر، معلم، نوجوان، مادر، یا حتی رهگذری که در زمان و مکان اشتباه حضور داشته است. هر صندلی فرضی در این «سالن آزادی»، داستانی دارد که حذف شده، بی‌آنکه مجال روایت پیدا کند.

به‌کاربردن چنین مقایسه‌هایی—مانند ورزشگاه آزادی—تلاشی است برای بازگرداندن بُعد انسانی به فاجعه. یادآوری اینکه پشت هر عدد، انسانی ایستاده که می‌توانست هنوز زنده باشد. این یادآوری، نه برای اغراق، بلکه برای جلوگیری از عادی‌سازی خشونت است؛ زیرا بزرگ‌ترین پیروزی سرکوب، زمانی رخ می‌دهد که جامعه به مرگ عادت کند.

در نهایت، پرسش اصلی باقی می‌ماند: حاکمیتی که بقای خود را با کشتن هم‌وطنانش تضمین می‌کند، تا کجا می‌تواند ادامه دهد؟ تاریخ نشان داده است که سالن‌های پر از سکوت، دیر یا زود جای خود را به میدان‌های پر از صدا می‌دهند—و حافظه جمعی، هرچند سرکوب شود، پاک نمی‌شود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

ماده ششم "حقوق بشر" هر انسان در برابر قانون یک شخص شناخته می‌شود🕊

ماده ششم حقوق بشر هر انسان در برابر قانون یک شخص شناخته می‌شود تهیه و تنظیم: ملیکانوری وفا