در جادههای خاکی سیستانوبلوچستان، مردانی با نیسانهای فرسوده و گالنهای بنزین، هر روز سفری آغاز میشود که شاید آخرین سفرشان باشد. نامشان را «سوختبر» گذاشتهاند. مردانی نان، با مرگی که میکنند.
ریشهای ماجرا: اقتصادِ ناگزیر
در مرزهای شرقی ایران، فقر و بیکاری که ریشه دوانده است، هیچ راه دیگری جز حمل سوخت نمییابند. اختلاف قیمت بنزین و گازوئیل در ایران با همسایه (بهویژه پاکستان) به اندازههای زیاد است که حتی خطر مرگ هم مانع وسوسهای این کار نمیشود. در حالی که بنزین در ایران با یارانه عرضه میشود، آنسوی مرز، هر لیترش چند برابر قیمت دارد. این فاصله، سوخت را از یک کالای معمولی به کالایی طلایی تبدیل کرده است.
چا مرگ
مجموعههای سوختبران با خودروهای غیراستاندارد و در جادههایی برای دستانداز، بیتاب و بیخواب راه میافتند. هر گالن سوخت، میتواند در یک لحظه با کوچکترین جرقههای آتش بکشد. بسیاری از این مردان جوان، بدون بیمه، بدون مجوز و بدون امید به بازگشت سالم، راهی سفری میشوند که پایانش یا زندان است، یا انفجار و یا تیراندازی.
در سالهای اخیر، گزارشهای متعددی از کشته شدن سوختبران در درگیری با نیروهای مرزبانی یا بر واژگونی خودرو منتشر شده است. آمار دقیقی وجود ندارد، اما برخی نهادهای مدنی از صدها کشته در سال خبر میدهند. هر پشت عدد، خانوادهای است که نانآور خود را از دست داده است.
چهره انسانی یک موضوع اقتصادی
سوختبری را نمیتوان تنها «قاچاق» نامید. این پدیده در سیستانوبلوچستان، بازتاب فقر و محرومیت تاریخی است. مردمی که در نبود صنعت، کشاورزی و پایدار، به حمل بنزین با جان خود تن میدهند، نه تبهکارند و نه دشمن امنیت ملی. بلکه بازماندگان فراموشیاند.
خیلی از آنها جوانانیاند که تحصیل را رها کردهاند و تا خانوادهشان گرسنه میکنند. زنان روستا هر روز با ترس به جاده نگاه میکنند تا ببینند آیا مرد خانه برمیگرداند یا نه. این قصه، تراژدیِ مردمی است که امنیت اقتصادی شان قربانی مرز و سیاست گذاری شده است.
قانون و امنیت؛ دو لبه ای تیز
دولت و نیروهای امنیتی از زاویه دیگری به موضوع نگاه میکنند. از دید آنها، شکست ضربهای به اقتصاد ملی است و باید با آن مقابله کرد. با این حال، برخورد صرفاً امنیتی نه تنها مشکل را حل نکرده است، بلکه در موارد بسیاری به تشدید تنشها انجام شده است. به گفتهی فعالان مدنی، تا زمانی که کمبود ساختاری و بیکاری وجود داشته باشد، مرزها همچنان در حال عبور از سوختبران خواهند بود. با خطر، با ترس، و با جان.
راهی برای رهایی
حل این بحران تنها با برخورد یا ممنوعیت ممکن نیست. باید گزینههای جایگزین برای مردم منطقه ایجاد شود: محیط پایدار، آموزش مهارت، سرمایهگذاری در کشاورزی و تجارت قانونی مرزی. اگر معیشت مردم شود، دیگر سودی ندارد.
از سوی دیگر نهادهای مسئول در برخورد با سوختبران، تحقیقات انسانی در پیش میروند. آموزش نیروهای مرزی، استفاده از ابزارهای غیرکشنده، و ایجاد سازوکارهای جبران برای خانوادههای قربانیان میتواند از شدت فاجعه بیکاهد.
پایان باز
سوختبران سیستانوبلوچستان نه قهرمانان و نه مجرم. آنها شهروندانیاند که در نبرد با فقر، خطرناک را برگزیدهاند. شاید روزی برسد که نیازی به نان نباشد، گالنهای بنزین را بر دوش بکشند و از عبور آتش کنند. آن روز، جادههای چستان به جای دود و گلوله، بوی زندگی خواهند داد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر