از همین نزدیکیهاست
از صفِ نان
از نگاهِ خالیِ یخچال
از مردی که
حقوقش
قبل از رسیدن
پیر میشود
از زنی که
قیمتها را
حفظ است
اما
خندهاش را نه
از جوانی که
مدرکش
به دیوار تکیه داده
و خودش
به هیچ
ما
نسلِ «تحمل کن» شدیم
نسلِ صبرِ بیپاداش
نسلِ همیشه بعداً
خیابان
پر از صداست
اما
هیچکس
شنیده نمیشود
شب
بلندتر از قدِ رؤیاست
و صبح
همیشه
با بدهی شروع میشود
با این همه
هنوز
کسی چراغ را خاموش نکرده
هنوز
مردم
ایستادهاند
نه چون امید آسان است
چون
سقوط
دیگر جایی ندارد

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر