کشتار مردم در اعتراض به گرانی؛ وقتی فریاد نان با گلوله پاسخ داد میشود
گرانی و فشارهای اقتصادی، تنها اعداد و علائم تورم؛ آن ها مستقیماً با زندگی، کرامت و امنیت روانی مردم گره خورده اند. زمانی که هزینههای زندگی ابتدایی از توان بخش بزرگی از جامعه خارج میشود، اعتراض به آخرین ابزارهای شنیدهشدن، به خیابانها کشیده میشود. اما در برخی جوامع، این اعتراضات نه با گفت وگو، بلکه با سرکوب و حتی کشتار پاسخ داده میشوند. نقاطی که بحران اقتصادی به فاجعههای انسانی تبدیل میشوند.
اعتراض حق طبیعی یا امنیتی؟
اعتراض به گرانی، در ذات خود مطالبههای مسالمتآمیز برای زندگی شرافتمندانه است. مردمی که از افزایش قیمت نان، سوخت، مسکن یا دارو به ستوه آمده اند، خواستار پاسخگویی و اصلاح هستند. با این حال، زمانی که حاکمیتها این صدا را به خطر تلقی میکنند، از مسیر مدنی خارج شده و به صحنه تقابل خشونتبار بدل میشود، اعتراض میکنند.
چرخهی خطرناک
کشتار معترضان نهتنها مشکل گرانی را حل نمیکند، بلکه زخم بیاعتمادی میان مردم و ساختار قدرت ایجاد میکند. این خشونت:
خشم اجتماعی را انباشتهتر میکند
مشروعیت نهادهای رسمی را تضعیف میسازد
جامعه را به سمت رادیکالیزهشدن سوق میدهد
و هزینههای انسانی و روانی جبرانناپذیری بر جای میگذارد
در چنین شرایطی، خانوادههایی داغدار میشوند که تنها «جرم» عزیزانشان مطالبهای زندگی بهتر بوده است.
مسئولیت اخلاقی و انسانی حکومتها
دولتها وظیفه دارند از اعتراض به خیابان کشیده شوند، با سیاستگذاری عادلانه، شفافیت اقتصادی و گفتوگوی واقعی با جامعه، از شکلگیری مانع جلوگیری کنند. پاسخ خشونتآمیز به مطالب معیشت، نهتنها غیراخلاقی است، بلکه نشانههای ناتوانی در مدیریت بحرانهای اجتماعی است.
نقش رسانه ها و جامعه مدنی
رسانههای مستقل و فعال مدنی نقش حیاتی در مستندسازی، آگاهیبخشی و جلوگیری از فراموششدن قربانیان دارند. سکوت در برابر کشتار معترضان، به عادی سازی خشونت میانجامد. در حالی که همچنان ادامه دارد این وقایع میتواند مانعی در برابر تکرار آنها شود.
جمع آوری
کشتار مردم در اعتراض به گرانی، تنها یک رویداد امنیتی یا سیاسی نیست؛ این پدیده، نشانههای شکاف میان حاکمیت و جامعه است. زمانی که صدای نان، کار و کر انسانی شنیده نشد، اعتراض خاموش شد. راه حل، نه در گلوله، بلکه در گفت وگو، عدالت اقتصادی و احترام به حق زندگی و مردم اعتراض است.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر