۱۴۰۴ بهمن ۸, چهارشنبه

مهریه: ضامن حقوق زنان یا ابزاری برای بازتولید روابط نابرابر جنسیتی؟



  مهریه را می‌توان در بافت کلی سنت دید: از گذشته‌های دور به ما رسیده و نماینده دورانی است که شاید به نیازهای امروزی ما سازگاری نداشته باشد. 

گزاره‌های اخیر را با پشتوانه‌های پرسش‌هایی مطرح می‌کنند که سال‌ها در جامعه‌ای ما مکراً می‌شود. قانونگذار ایرانی چند سالی یک‌بار در تنظیم آن دسته‌بندی‌های جزئی یا حتی کلی می‌کند تا به تعهد تعمیرکاران (با بیان محمد قائد) با چند تقه آن را به جامعه‌ای امروز بخورند. جامعه‌ی امروز ما شاید مشابه خودرویی نو و با فناوری بالا نباشد، اما اگر مهریه را با توجه به آن مانند چرخ ارابه بدانیم، به هیچ کدام از خودروهای خورنده نمی‌شود. جامعه امروز ایران ملغمه‌ای از چرخ طحافی و اتومبیل است. چرخ ارابه را می توان به صد سال گذشته خوراند، اما بعد از آن دیگر کاربرد فناوری خاصی ندارد.


زمانی که مادربزرگ‌های ما در خانه بودند و یخ حوض می‌شکستند تا امروز که زنان، با همه‌ی سقف‌های شیشه‌ای حضور جدی در جامعه دارند، حتی در محافظه‌کارترین بخش‌ها، دنیای زنان ما عوض شده‌اند. زنان دیگر کم‌تر پیش می‌آید پنج‌-شش تا بچه بیاورند و خود را درگیر جزئیات کارِ خانه کنند. کسانی که هنوز چنین زندگی‌هایی دارند معمولاً در حاشیه‌های جامعه قرار دارند که صدای بلندی ندارند و نمی‌توانند به آن‌ها نرسیده باشند. اما سیاستگذاران جامعه تلاش‌هایی می‌کنند که با تبلیغات یا حتی سیاست‌های رسمی، باقی جامعه را به همین گروه نزدیک کنند. سیر قهقرایی ظاهراً برای جامعه مطلوب نیست، اما شکاف بین چرخ طحافی و اتومبیل را به‌خوبی نشان می‌دهد.


برای زنی که سراسر زندگی‌اش را در مطبخ و پای حوض می‌گذراند، مهریه می‌توان تضمینی کرد که اگر روزگاری مرد خانه او را «نخواست»، از زندگی سقط و سهمی در آن‌چه به‌اسم «خانواده» آورده شد، به دست آورد. زن در خانه بدون داشتن ساعت کاری، کار کرده بود تا اجاق خانه خاموش شود و دستمزدی بابت این کارها دریافت نشده بود و مهریه می‌توانست جبران بخشی از آن باشد. احتمالاً هنوز هم در بخش‌هایی چنین کارکردی بوده است. راستش را می‌دانم، من در اطراف خودم نیستم که اینها را از نزدیک نمی‌شناسم و شاید نمی‌توانم درست از آن‌ها بگویم، اما دستکم می‌دانم که حتی در همان جامعه‌های سنتی هم چنین چیزی از دردسره و متضمن عدالت خالی نیست.


فرض کنیم از خانواده های فرادست به همسری کسی درآید. مهرالمثل، یعنی مهریه‌ای که «عرف» برای این زن در نظر می‌گیرد از میزانی که عرف برای زنی از خانواده‌های فرودست تعیین می‌کند. گویی اگر زنی از طبقات فوقانی در خانه‌ای پخت‌وپز و رفت‌وروب کند و برایت «بچه بیاورد» مستحق مبلغی بالاتر است. مهریه تنها یکی از این دسته‌بندی‌ها است و شیربه‌ها و نفقه‌ها و مسکن‌ها و شغل‌ها در آنها و مانند این‌ها از حوصله‌ای این بحث خارج است. به هر حال، شاید در سطح جامعه ضامن نوعی عدالت نباشد، اما لااقل برای هر زنی در هر خانه‌ای ممکن است نوعی امنیت مالی در آینده‌ای نامعلوم باشد. این منظر، برای کسانی که از صدایشان استفاده می کنند، دستکم در این وجیزه شنیده نمی شود، شاید کارکردی داشته باشد.


اما به‌عنوان قانون –که مفروض است بر همه‌ی احاد جامعه حاکم است- به نظر می‌رسد مشکل بزرگی از بخش مهمی از جامعه حل نکند. بدیهی زنی است که کار معوض در خانه انجام می دهد، سهمی در اقتصاد خانواده به صورت مستقیم دارد. یعنی پول به خانه می‌آورد و ممکن است با سوابق فرهنگی، سهامی بزرگ‌تر هم در کارهای مربوط به خانه باشد. این زن ممکن است خودش به‌تنهایی در خانه‌های مستقل زندگی کند و اقتصادی به پدرش یا شوهرش نداشته باشد. اگر زنی را با همان ذهنیت پیشین نگاه کنیم، یا چنین حمایتی از حد می‌شود (که خود مشکل‌آفرین است) و یا با اصولاً با ضرباهنگ زندگی‌اش سازگار نیست. هدف ارزش گذاری میان زنی که در خانه است و اقتصاد مستقل با زنی که کار معوض می کند نیست. موضوع این است که نمی‌توانم برای تامین زندگی یکی از پیش‌بینی‌ها، با چند تقه به زندگی دیگران خورند راه بیاورم.


بخشی از جامعه همچنان اسرار دارد که مهریه راهکاری برای حمایت از زنان است. لااقل در مورد بخشی از زنان می‌توان پذیرفت و یقیناً برای بخش دیگری نه. با تکیه بر شرعی‌ها آن، تنها تغییرات جزئی در قوانین آن می‌کند و در نهایت مشکلی از جامعه را حل نمی‌کند و بخش‌هایی از جامعه هنوز نتوانسته قانون خود را در زمان خود درک کنند: اصرار دارند دخترشان تحصیلات عالیه داشته باشد، بلکه مهریه‌اش بالا برود باشد. تغییر در تغییر، اتفاق می‌افتد و ذهن ما را نمی‌تواند همپای آن تغییر کند. این تصلب هم قانونگذار را درگیر می‌کند، هم ذی‌نفع وضع سابق را و هم کسانی که به آن عادت دارند، شرایط پذیرش جدید برایشان آسان نیست. به هر حال یک چیز را من مطمئن هستم. اگر ذهنیت ما نسبت به زن و اقتصاد حاکم بر امور یا تغییر تغییر کند، این رسوم، چه با پشتوانه قانونی و بدون چه آن ممکن است تغییر کند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

زنانه‌شدن سالمندی در کنار زنانه‌شدن فقر

  زنانه شدن سالمندی، جامعه‌ی جهانی را با چالش‌هایی کلان مواجه ساخته؛ مشکلاتی که جامعه‌ی ایران نیز از آن مستثنی نیست.