کتاب «پاسخ به تاریخ» یکی از مهمترین آثار محمدرضا شاه پهلوی است که پس از خروج او از ایران و در دوران تبعید نوشته شد. این کتاب را میتوان تلاشی آگاهانه از سوی آخرین شاه ایران برای دفاع از عملکرد سیاسی خود و ارائه روایت شخصیاش از وقایع منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ دانست.
معرفی و زمینه نگارش
«پاسخ به تاریخ» در شرایطی نوشته شد که محمدرضا شاه پهلوی با موج گستردهای از انتقادات داخلی و بینالمللی روبهرو بود. او در این کتاب میکوشد نشان دهد که اقداماتش در چارچوب منافع ملی ایران و روند نوسازی کشور بوده و بسیاری از مشکلات و بحرانها ناشی از عوامل خارجی، سوءبرداشتها و خیانت برخی اطرافیان بوده است. لحن کتاب دفاعی و گاه گلایهآمیز است و نویسنده خود را قضاوتشده در دادگاه تاریخ میبیند.
محتوای کتاب
در این اثر، شاه به موضوعاتی چون اصلاحات ارضی، انقلاب سفید، سیاست خارجی ایران، روابط با قدرتهای جهانی بهویژه آمریکا و بریتانیا، نقش روحانیت، و همچنین علل سقوط نظام سلطنتی میپردازد. او بارها تأکید میکند که ایران در دوران حکومتش مسیر توسعه، صنعتیشدن و پیشرفت اجتماعی را طی میکرده و انقلاب را نتیجه توطئهها، تبلیغات منفی و عدم درک جامعه جهانی از موقعیت ایران میداند.
نگاه تاریخی و تحلیلی
«پاسخ به تاریخ» بیش از آنکه یک اثر پژوهشی یا تاریخنگارانه بیطرف باشد، یک روایت شخصی است. از اینرو، کتاب بازتابدهنده نگاه و ذهنیت نویسنده است و بسیاری از منتقدان معتقدند که شاه در آن نقش خود و ساختار قدرت را کمتر مورد نقد قرار میدهد. با این حال، همین ویژگی باعث شده کتاب به منبعی مهم برای شناخت دیدگاه درونی حکومت پهلوی و شیوه توجیه تصمیمات آن تبدیل شود.
اهمیت و جایگاه کتاب
این کتاب برای پژوهشگران تاریخ معاصر ایران ارزش دوگانه دارد: از یک سو نمیتوان آن را بدون نقد پذیرفت، و از سوی دیگر نمیتوان آن را نادیده گرفت. «پاسخ به تاریخ» سندی است از نگاه آخرین پادشاه ایران به سرنوشت خود و کشورش؛ روایتی که در کنار سایر منابع، به درک پیچیدگیهای تاریخ معاصر ایران کمک میکند.
در مجموع، «پاسخ به تاریخ» اثری است که بیش از آنکه پاسخ نهایی به پرسشهای تاریخی باشد، بازتاب تلاشی انسانی برای دفاع از خود در برابر داوری تاریخ است.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر